aa چت روم مذهبی یارغائب :: چت روم مذهبی یارغائب

چت روم مذهبی یارغائب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

امکانات وب

برچسب ها

نویسنده : عنکبوت بازدید : 68 تاريخ : شنبه 12 فروردين 1396 ساعت: 18:12

چاره‌جویی برای کوتاهی قد

كوتاهی قد، علت شایعی برای مراجعه كودكان و نوجوانان به متخصصان غدد است، ولی هر فردی كه با شكایت از كوتاهی قد مراجعه می ‌كند، واقعا قد كوتاه نیست. مهم تر اینکه افزایش قد با روش‌هایی مانند استفاده از صندل‌ها یا كفش‌های مخصوص كه تبلیغ می‌ شود یا امواج لیزری و... امكان‌پذیر نیست. این روش‌ها غیرعلمی و بدون تأثیر هستند.

 

فرمول محاسبه تقریبی قد:

ژنتیك نقش مهمی در تعیین قد نهایی هر فرد دارد. بر اساس تحقیقات جمعی، فرمول زیر برای محاسبه تقریبی قد نهایی در هر فرد پیشنهاد شده است:

5/6- تقسیم بر 2 (قد پدر + قد مادر) = قد دختران

5/6+ تقسیم بر 2 (قد پدر + قد مادر) = قد پسران

تشخیص علت کوتاهی قد:

پس از تشخیص قطعی علت كوتاهی قد، باید درمان متناسب با علت کوتاهی قد شروع شود؛ برای مثال، در كوتاهی قد ژنتیكی درمان با هورمون رشد مؤثر نیست.

كمبود هورمون رشد، تنها بر اساس آزمایش‌های هورمونی مشخص نمی شود و حتما سرعت رشد در دوران كودكی نیز باید بررسی شود، یعنی اگر در دوران كودكی، سرعت رشد قدی خوب بود، بر اساس یك آزمایش هورمونی نمی ‌توان كمبود هورمون رشد را تشخیص داد و درمان را شروع كرد. علت باید معلوم شود و قد كودک به طور دقیق بر اساس منحنی‌های استاندارد رشد سنجیده شود.

با یك رادیوگرافی ساده از استخوان‌های مچ دست(به طور معمول دست چپ)، سن استخوانی تعیین ‌شود که در واقع نشان‌دهنده سن بیولوژیک واقعی كودک است.

علل كوتاهی قد:

علل کوتاهی قد شامل موارد زیر است:

* کوتاهی قد ژنتیكی: که در این نوع کوتاهی قد، سرعت رشد كودک در سال طبیعی است و سن استخوانی نسبت به سن تقویمی عقب نیست.

 

* تأخیر سرشتی در رشد: کودکانی که از سن دو سالگی، كوتاهی قد دارند و سرعت رشد آنها در سال تقریبا طبیعی است، ولی سن استخوانی آنها عقب تر است. بلوغ در این کودکان با تأخیر است، ولی در نهایت، بیشتر این كودكان به حد ژنتیكی قد خود می‌ رسند.

* بیماری هایی مانند: سوء‌تغذیه، كمبود ویتامین D و کمبود كلسیم كه موجب نرمی استخوان می ‌شود، بیماری سلیاك(عدم تحمل گلوتن موجود در گندم)، كم‌خونی‌ها، بیماری‌های التهابی دستگاه گوارش ، بیماری‌های كلیوی مزمن، نارسایی قلبی، بیماری‌های مزمن ریوی یا كبدی و كم‌كاری تیروئید از عوامل موثر در کوتاهی قد هستند.

* مصرف برخی داروها مانند داروهای كورتونی نیز می ‌تواند موجب اختلال در رشد شود.

* اختلالات رشد داخل رحمی نیز از علل دیگر كوتاهی قد كودكان هستند.

مراحل افزایش قد:

یادمان باشد همه ما در سه مرحله رشد می ‌کنیم:

1- در دو سال اول زندگی 30 تا 35 سانتی‌متر افزایش قد داریم. این رشد سریع قد با افزایش سن كاهش می‌ یابد.

2- از دو سالگی به بعد کودكان هر سال 5 تا 7 سانتی‌متر قد می ‌كشند. البته در نزدیكی سنین بلوغ سرعت رشد كمتر خواهد ‌شد.

3- سرانجام در دوره بلوغ یك جهش رشد قدی وجود دارد كه به طور متوسط در پسران 25 تا 30 سانتی‌متر و دختران 20 تا 25 سانتی‌متراست. حداكثر جهش رشد قدی در دختران پیش از شروع عادت ماهیانه و در پسران در مراحل انتهایی‌تر بلوغ است.

به‌ طور معمول در سنین 15 تا 17 سالگی در دختران و 16 تا 18 سالگی در پسران، صفحات رشد(صفحات غضروفی استخوان) بسته می ‌شوند و امكان افزایش قد، پس از آن وجود نخواهد داشت.

دکتر محسن خوش‌نیت- متخصص غدد

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

نویسنده : عنکبوت بازدید : 41 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 13:26

از آنجا که هر اتفاق خوشایند و ناخوشایندی دائما به روز می شود تا مبادا آدم ها از قافله عقب بمانند، بی حوصلگی در انواع جدید هم کشف شده است! پژوهشگران به تازگی اعلام کرده اند بی حوصلگی 5 نوع مختلف دارد و هر یک از آنها نشانه های خودشان را دارند.

بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی

بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی

امیدوارم هیچ وقت بی حوصلگی نباشید اما بد نیست مدل های جدید بی حوصلگی چیست. به هر حال هر چیزی تازه اش خوب است و کلی کلاس دارد!

 

1- بی حوصلگی بی تفاوتی


دراین شرایط، فرد بیشتر سکوت می کند. در رفتار او، سکون خاصی دیده شده و حرکات و رفتارش مانند قبل نیست. بیشتر از انجام کارها سرباز زده و رفتار منفعل از خودش نشان می دهد. نمود بیرونی این رفتار، شبیه فردی است که کاملا آرام بوده و نسبت به مسائل و اطرافش، آرام است اما حقیقت این است که او دچار بی حوصلگی شده و بیشتر درون گرا می شود.

اگر یکی از اطرافیانتان که تا همین چند وقت پیش یک لب داشت و هزار خنده اما حال دائم گوشه ای می نشیند و سکوت می کند و در برابر رفتار نامناسب دیگران منفعلانه عمل می کند، یعنی اینکه بی حوصله است و باید کمکش کنید.

 

بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی

 

2- بی حوصلگی واکنشی


نقطه مقابل گروه اول، همین گروه است. آنها فرار را برقرار ترجیح می دهندو از صحنه زندگی می گریزند. این افراد بیشتر اوقات پرخاشگر بوده و در رفتارهایشان ناآرامی موج می زند.

در واقع رفتار پرخاشگرانه می تواندنشانه بی حوصلگی افراد باشد. اگر همکار، دوست یا یکی از اعضای خانواده تان مدتی است به هر حرفی که می زنید مثل ترقه از جا می پرد، یعنی به احتمال زیاد بی حوصله است و ممکن است اصلا حوصله خودش را هم نداشته باشد. بنابراین سر به سرش نگذارید.

 

بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی

 

3- بی حوصلگی کلاسیک


احساس ناخوشایند سرگردانی، ناتوانی در تصمیم گیری برای انجام کارها و نوعی بی قیدی در زندگی، مصداق بارز بی حوصلگی کلاسیک است. این گروه همان هایی هستند که اغلب تصویرشان را در نقاشی های کلاسیک هم دیده اید! دختر یا پسری که
تنها در گوشه ای نشسته، دستش را زیر چانه اش زده و کلا در زندگی بلاتکلیف است.

در زندگی مدرن هم اینها همان افرادی هستند که روبروی تلویزیون می نشینند و بدون هدف، کانال های تلویزیون را بالا و پایین می کنند و دست آخر هم دکمه خاموش را می زنند و خلاص. ممکن است این افراد همانجا خشکشان بزند و چند ساعتی را هم، همانطور روی مبل بنشینند.

 

بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی

 

4- بی حوصلگی ارواح


اسم عجیبی است، نه؟ اما افرادی که دچار این نوع بی حوصلگی می شوند درست مثل همان ضرب المثل خودمان یعنی مرده متحرک می شوند!

اینها همان هایی هستند که وقتی با آنها صحبت می کنید، انگار حرفتان را نمی شنوند و شما می مانید که الان اصلا حرف شما را متوجه شده اند یا نه؟ خوشحال هستند یا غمگین؟ درست مثل افرادی که وقتی لطیفه ای را برایشان تعریف می کنید، باید بگویید، خب تمام شد، می توانی بخندی!

این افراد به اصطلاح هیچگونه انگیختگی احساسی ندارند و هیچ حسی در صورتشان نیست و معلوم نیست همین حالا نسبت به آنچه می بینند یا می شنوند حس شان مثبت است یا منفی؟ در رفتار آنها احساس بی پناهی و افسردگی موج می زند. گاهی ممکن است
آنها را در گوشه ای خلوت، در حالی که به آرامی اشک می ریزند، ببینید.

 

بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی

 

5- بی حوصلگی پرکار


اغلب تصور می کنیم افرادی که بیکار هستند، گروه هدف بوده و آنها بیشتر در معرض درگیری یا مشکل بی حوصلگی قرار دارند اما افراد پرکار نیز دچار بی حوصلگی می شوند. این حالت بیشتر زمانی اتفاق می افتد که فرد از کاری که می کند راضی نبوده پا به دلیل مشغله کاری زیاد، میل به فرار از انجام کار دارد. در این حالت نیز بی حوصلگی سراغ افراد می آید.

 بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی


اگر این اواخر زیاد بی حوصله می شوید درباره بی حوصلگی باید به چند نکته دقت کنید:

 

مجرد و متاهل ندارد:

این مشکل فقط ویژه افراد مجرد نیست. بنابراین فکر نکنید اگر متاهل هستید بی حوصلگی در خانه تان را نمی زند. پس مواظب این موجود موذی باشید.

 

مردها بیشتر درگیرند:

برخلاف باور عمومی، مردها بیش از خانم ها در معرض خطر ابتلا به بی حوصلگی قرار دارند.

 

کنترل کنید:

این مشکل اگر به موقع برطرف نشود، می توان به مسئله مزمنی تبدیل شده و بعد از مدتی فرد را وارد فاز افسردگی کند. بنابراین اگر احساس بی حوصلگی سراپای وجودتان را گرفته، دست بجنبانید تا تبدیل به افسردگی نشود.

 

اگر دارو میخورید:

بعضی داروها زمینه ساز ابتلا به بی حوصلگی و افسردگی هستند. بنابراین پیش از مصرف داروها، عوارض آنها را بشناسید.

 بی حوصلگی و انواع بی حوصلگی

کی بی حوصله می شویم؟
بی حوصلگی زمانی اتفاق می افتد که به شخص علاقه ای به انجام کاری نداشته و حتی نسبت به محیط اطرافش بی تفاوت شود. این حالت می تواند لحظه ای یا برای مدتی نامشخص شخص را درگیر کند. البته اگر بی حوصلگی طولانی شود، شخص ممکن است وارد فاز افسردگی شود و ماجرا بیخ پیدا کند. با اینحال، شاید باور نکنید اما همین بی حوصلگی ممکن است به 5 شکل بروز کند.

نویسنده : عنکبوت بازدید : 41 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 13:24

راز موفقیت کسب و کارهای کوچک و درآمدزایی های بزرگ

 http://www.delgarm.com/

 

چه کنیم در کسب و کارمان موفق شویم؟

کارآفرینی و نوآوری در بخش های متعدد اقتصادی مطلبی است که مدت ها در کشور ما مورد بحث است. برای گسترش واهمیت عملی شدن این موضوع در کشورمان تسهیلاتی نیز برای کارآفرینان درنظر گرفته شده است. اما مسلما در این راه برای موفقیت و امکان ادامه مسیر آشنایی با راهکار های مناسب و داشتن کسب و کار پر درآمد الزامیست.

کسب و کار پر درآمد

دلایل زیادی برای جلوگیری از موفقیت یک فعالیت تجاری وجود دارد که در این گزارش مهم ترین آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.دلایل زیادی برای ورود به دنیای کارآفرینی وجود دارد، اما دلیل اصلی که باعث جذب افراد تازه وارد می شود دورنمای «ثروتمند شدن» است. مطالعات مختلفی نشان می دهند که چطور کارآفرینان، در طول دوران کاری خود، زندگی شادتری دارند و پول بیشتری به دست می آورند.

مردم وقتی داستان کارآفرین هایی را می خوانند که در مدت زمان کوتاهی به شکوفایی اقتصادی می رسند و بیزینس خود را با مبلغ میلیون ها دلار می فروشند، به طور طبیعی کنجکاو می شوند که بدانند راز موفقیت آنها چه بوده است.ما برای شما پیشنهادهایی را ارائه می‌دهیم كه هرچند صد درصد تضمین سود آوری را نمی‌دهند اما از آزمون و خطای دیگران با سربلندی بیرون آمده‌اند.

در حقیقت آنچه در این گزارش می‌‌خواهیم بگوییم، حاصل تجربه كسانی است كه با همین سرمایه شروع به كار كرده‌اند. به هر حال یادتان باشد كه شما 100 میلیون هم پول داشته باشید و بهترین شیوه سرمایه‌گذاری را هم بدانید، اگر دانش كافی آن كار و تجربه در آن زمینه را نداشته باشید، فرصت‌ها، محدودیت‌ها و رقبای آن بازار را نشناسید نه تنها سود نمی‌كنید، بلكه سرمایه اولیه خود را هم بر باد می‌دهید.

1 - بیاموزید و آموزش دهید

اگر تخصص و سواد كافی برای انجام برخی از فعالیت‌های اقتصادی را ندارید، نگران نباشید. در نخستین قدم كمی درباره كارهایی كه به تخصص كمتر و مكان محدودتر نیاز دارند، تحقیق كنید. در این تحقیق خود به مقوله سود و فروش خوب دقت كنید. قسمت كمی از سرمایه‌تان را صرف پرداخت هزینه‌های كلاس‌های تخصصی كنید و حرفه‌ای را بیاموزید. به‌طور مثال، طلا‌سازی‌ یاد بگیرید و بعد یك كارگاه طلاسازی بزنید یا مدتی در همین شغل كاركنید و بعد از چند سال كه مهارت لازم را كسب كردید با سرمایه‌تان یك كارگاه راه بیندازید یا یك كلاس آموزشی.

به هرحال می‌توانید دنبال هر هنری كه دوست دارید بروید، بیاموزید و سپس با همین سرمایه یك دفتر كوچك اجاره كنید و هرچه مهارت كسب كرده‌اید را آموزش بدهید. این مطمئن‌ترین روش است و شما درصورت موفق نشدن، هیچ ضرری نكرده‌اید. البته یك راه ساده‌تر هم وجود دارد كه سود خوبی دارد و با این سرمایه به راحتی می‌شود، راه انداخت. مهم‌ترین موضوع این است كه بدانید چه راه‌هایی برای سودآوری شما وجود دارد و آن را راه بیندازید. برای قدم اول سری به خیابان انقلاب بزنید و دقت كنید كه مغازه‌هایی كه به تكثیر، چاپ، تایپ و... مشغول هستند و تعدادشان هم بالاست، همیشه شلوغ هستند.

این كار سرمایه زیادی نمی‌خواهد و سود خوبی هم دارد. فقط كافی است اگر با كامپیوتر و برنامه آفیس و فتوشاپ آشنایی ندارید به یك دوره كلاس آفیس بروید. كاركردن با دستگاه كپی هم كار سختی نیست. شما می‌توانید روزانه بیش از 100 هزار تومان درآمد داشته باشید، به‌خصوص اگر محل كارتان در مكان مناسبی مثلا نزدیك مدرسه یا دانشگاه باشد.

2 - به‌دنبال مجوز باشید

اگر ایده خاصی به ذهن‌تان نمی‌رسد، می‌توانید از ایده دیگران استفاده كنید و درصد ایده آن‌ها را سر هر ماه بپردازید. مثلا می‌توانید یك گشتی در شهر بزنید و فهرستی از رستوران‌های كوچك اما معروف را تهیه كنید. در این زمینه رستوران‌های بین‌المللی كه زیاد گران نیستند مثل رستوران‌های عربی یا تركی مناسب هستند. شما می‌توانید مجوز راه‌اندازی یك شعبه را از آن‌ها بگیرید و ماهانه درصدی از سودتان را به آن‌ها بدهید. یا می‌توانید مجوز پیك موتوری بگیرید.

تا جایی كه می‌دانیم «پیك بادپا» كه در حال حاضر از معتبرترین پیك‌هاست، این فرصت را در اختیار متقاضیان می‌گذارد. خب برای این كار فقط كافی است تا مكانی را اجاره كنید و چند پیك موتوری استخدام كنید و البته بیمه اجناس هم فراموش نشود. گرفتن نمایندگی فروش شارژ ایرانسل یا همراه اول و فروش اینترنت پرسرعت نیز گزینه‌های بعدی هستند كه با ریسك پایین‌تری همراه هستند.

3 - تولیدی راه بیندازید

سرمایه افراد از یك حدی كه بالا می‌رود دوست دارند برای خودشان كسب و كاری راه بیندازند و به‌اصطلاح خودشان آقای خودشان باشند اما این كار به این سادگی‌ها نیست و بدون تجربه و دانش كافی نه تنها سودآوری ندارد بلكه ممكن است سرمایه خودتان هم از دست برود. برای مثال خیلی‌ها دوست دارند تولیدی راه بیندازند، به‌خصوص آن‌هایی كه مكانی هم برای این كار در اختیار دارند و نیازی نیست تا اجاره محلی برای راه‌اندازی تولیدی را بدهند. ما به شما پیشنهاد می‌كنیم اگر كه جایی مناسب برای این كار دارید پس از به‌دست آوردن دانش و تجربه كسب و كار كوچكی راه بیندازید.

بهتر است سراغ كارهای خیلی سخت نروید و مهم‌تر از همه این‌كه فرصت‌های محل زندگی‌تان را بشناسید. شما می‌توانید كارگاه تولید جوراب زنانه راه بیندازید كه همیشه بازار خودش را دارد. شما با خریدن چند ماشین ساده جوراب‌بافی، می‌توانید جوراب‌های زنانه را به سادگی تولید كنید.

جوراب‌های زنانه به‌دلیل مصرفی بودن‌شان، قیمت مناسب آن و نوع مشتری همیشه بازار پر فروشی دارد و ضمن این‌كه كار كردن با این ماشین‌ها بسیار ساده است و قطعات یدكی آن هم به وفور در كشور موجود است و اگر دستگاه خراب شود یك تكنسین داخلی هم می‌تواند آن را تعمیر كند. جالب است بدانید كه ممكن است كارتان بگیرد و حتی به كشورهای همسایه صادرات هم داشته باشید. بله،

در حال حاضر جوراب‌هایی كه با نام « پارازین » تولید می‌شوند به برخی از كشورهای همسایه صادر می‌شوند. شما می‌توانید روزانه حداقل 100 هزار تومان از این كار درآمد داشته باشید پس بهتر است تحقیقات كافی انجام بدهید و اگر بازار را مناسب دیدید، برای گرفتن مجوز به صنف جوراب‌بافان بروید. باور كنید اگر كمی تحقیق كنید، كارهای ساده‌تر و پرسودتری هم پیدا می‌كنید.

4 - مواد‌غذایی همیشه پرسود است

از آنجایی كه خوراك از نیازهای اولیه هر انسانی است پس در هر شرایطی باید این نیاز برآورده شود. به خاطر همین نیاز ساده، این شغل و هر حرفه‌ای كه با مواد‌غذایی در ارتباط است، همیشه بازار خودش را دارد و سود بالایی هم دارد. اشتباه نكنید، منظور ما این نیست كه بروید و یك كارخانه مواد‌غذایی راه بیندازید، كمی بیشتر فكر كنید. شما می‌توانید به خدمات جانبی كه كارخانه‌های مواد‌غذایی نیاز دارند هم فكر كنید و روی آن‌ها سرمایه‌گذاری كنید. به‌طور مثال این روزها صنعت بسته‌بندی از خود مواد‌غذایی هم بیشتر اهمیت دارد و مردم بیشتر جذب بسته‌بندی‌های خاص و متفاوت می‌شوند.

بهتر است به‌دنبال یك یا چند ایده خوب باشید و در یك كارگاه كوچك به بسته‌بندی با طراحی‌های مخصوص خودتان بپردازید. ایمان داشته باشید كه اگر در این كار خلاقیت به خرج دهید در كمتر از یك سال فرد ثروتمندی می‌شوید. این روزها به راحتی می‌توان با استفاده از ظرفیت خالی كارخانه‌ها یا كارگاه‌ها‌یی كه پروانه بهداشت دارند، حبوبات و ادویه‌جاتی مثل فلفل، دارچین، زردچوبه و... را به‌صورت سفارشی تحویل گرفت و آن‌ها را با بسته‌بندی‌های خود و با برند خاص خودتان در بازار خاصی چون پادگان‌ها، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها و... توزیع كرد.

البته ممكن است كارتان حسابی بگیرد و از یك كارخانه بزرگ، سفارش بسته‌بندی محصولات‌شان را بگیرید. هر گاه گذرتان به میدان راه‌آهن افتاد، حتما یك سری به مغازه‌های ظروف یك‌بار مصرف بزنید و سر صحبت را با مغازه‌داران این حرفه باز كنید. آن‌ها تنها صنفی هستند كه همیشه بازار خاص خودشان را دارند و نگران مشتری و ضرر كردن نیستند. به گفته آن‌ها در این حرفه سودآوری حتمی است به شرط این‌كه بتوانید نبض بازار را در دست بگیرید.

5 - یك بوتیك و یك مشاور برندینگ لازم است

ما ایرانی‌ها به سوی هر ایده‌ای كه جالب باشد، ناخود آگاه جذب می‌شویم و به قول معروف؛ حسابی هم جوزده می‌شویم. شما باید به‌دنبال یك ایده تك باشید. حتما داستان صاحب اصلی « هایدا » یا « آیس پك » را بخوانید. آن‌ها دانشجویان معمولی بودند كه با یك ایده جدید كه اتفاقا خیلی هم كم‌خرج بودند، امروزه به دسته میلیاردرها پیوسته‌اند. اگر راهنمایی ما را می‌خواهید كه باید بگوییم ایده شما بهتر است در راستای خوراكی‌هایی باشد كه اتفاقا ارزان باشند، خاص باشند و اسم زیبایی هم داشته باشند. مثلا ذرت مكزیكی هم ایده جدید بود،هم اسم زیبایی داشت و هم قیمت آن مناسب بود كه این روزها این همه طرفدار دارد.

بعد از خوراكی، خدمات پوشاك نیز ایده مناسبی است به‌خصوص برای افرادی كه دنیای مد را خیلی خوب می‌شناسند. البته منظور ما راه انداختن یك بوتیك صرف نیست بلكه شما باید ایده خاصی هم داشته باشید. به‌طور مثال می‌توانید از یك كارشناس برندینگ مشاوره بگیرید و به مشتریان خود بگویید كه شما یك طراح مد دارید كه به آن‌ها مشاوره می‌دهد. باور كنید این ایده جالبی است كه می‌تواند فروش شما را تا بیش از 50درصد افزایش بدهد. یادتان باشد كه جوان‌ها از هیچ‌چیزی بیش از مشاوره گرفتن در امر مد و پوشاك خوشحال نمی‌شوند و این‌گونه برای سوال همیشگی‌شان یعنی؛ چی بپوشم؟ این مدل به من می‌آید؟

حالا باید با چی‌ ست بكنم؟ و... جواب مناسبی پیدا می‌كنند.

6 - كسب و كارهای كوچك پرسود

تمام آن‌هایی كه پولدار شده‌اند از روز اول این همه سرمایه نداشتند و با استفاده از ذهن اقتصادی خود پول زیادی به دست آورده‌اند. باید پرس و جو كنید و ببینید در محل یا شهر شما چه كاری بازده و سود بیشتری دارد اما همیشه یكسری شغل‌ها به اقتضای زمانه شكل می‌گیرد كه ریسك كمتری دارد و درآمد خوبی هم نصیب افراد می‌شود.

برای مثال می‌توانید با این پول نمایندگی ایرانسل و فروش شارژ بگیرید یا این‌كه از مخابرات شهرتان نمایندگی فروش اینترنت پرسرعت بگیرید. بیلیارد و تفریحاتی از این قبیل هم با استقبال جوانان روبه‌رو می‌شود. یك كار پرسود‌تر این است كه شما بوفه یك مكان ورزشی، بیمارستان، فرهنگسرا، مدرسه، دانشگاه و امثال این مكان‌ها را اجاره كنید. اغلب این مكان‌ها با قیمت مناسبی اجاره داده می‌شوند و فروش بسیار خوبی هم دارند.

 

عواملی که باعث شکست خوردن یک کسب و کار میشود

1. بیزنس ها ی زیادی موفق نمی شوند

داشتن ایده ی خوب برای شروع کسب و کار بسیار حیاتی است، از همین رو مطابق با آمار منابع مختلف، 90 درصد شرکت های نوپا (start up) با شکست مواجه می شوند. علاوه بر اینکه باید ایده ی اورجینال، جذاب و به طور بالقوه سود آوری داشته باشید، زمان بندی شما هم باید مناسب باشد.

داشتن ایده ، اولین بخش از فرمول کلی برای موفقیت است. شما باید ایده ی خود را بدون نقص اجرا کنید و آمادگی داشته باشید که با گذر زمان و تغییر و تحولات احتمالی در آینده، ایده خود را مطابق با شرایط اصلاح کنید. به همین دلایل است که اکثر کسب و کار های نوپا نمی توانند به حیات خود ادامه دهند. حتی اگر شما به ایده و توانایی های خود به عنوان کارآفرین اعتماد کامل دارید، این احتمال که شما هم بخشی از این آمار ترسناک باشید وجود دارد.

2. داستان های مربوط به ثروتمند شدن در زمان کوتاه، نادر و اغلب اغراق شده اند

موضوعی دیگری که در اینجا مطرح است، بحث ستاره های دنیای کارآفرینی است، کسانی که به سرعت به موفقیت و ثروت رسیده اند. دست اندرکاران اخبار علاقه ی خاصی به این گونه بازی های رسانه ای دارند. به همین دلیل است که این افراد برای تازه کار های دنیای کارآفرینی به یک قهرمان بدل می شوند، و کارآفرین های بی تجربه فکر می کنند که رسیدن به ثروت در یک شب نه تنها ممکن، بلکه قریب الوقوع است.

در اکثر موارد، در داستان ها ی مربوط به این گونه موفقیت ها اغراق شده است یا اینکه موارد این چنینی بسیار نادر هستند. حقیقت این است که برای رسیدن به نقطه ای که میلیونر خطاب شوید باید سال ها کار کنید و بر مشکلات متنوع غلبه کنید و از شکست ها عبور کنید. اگر برای پذیرش این حقیقت آماده نیستید، هیچ موقع به آن نقطه نخواهید رسید.

3. اداره ی کسب و کار پرهزینه است

این نقطه را هم فراموش نکنید که راه اندازی کسب و کار، فقط کسب سود و جمع کردن ثروت نیست، شما باید هزینه ی هر اتفاقی که پشت صحنه می افتد را بپردازید. مطمئن باشید که هر چه پیش بروید، هزینه های پیش بینی نشده ی زیادی پیش خواهد آمد. شما باید هزینه ی مواد خام، نیروی انسانی، استفاده از امکانات عمومی، تجهیزات و وسایل را بپردازید. پرداخت بیمه، مالیات و حقوق قانونی افراد را نیز نباید از یاد برد.

اگر شما در نهایت توانستید که بیزنس خود را به مرحله ی سوددهی برسانید، باید آگاه باشید که صدها هزینه ی دیگر را در حسابرسی های نهایی بگنجانید. بسیاری از کارآفرینان ناشی نمی توانند بزرگی و جدیت این موضوع را درک کنند که اداره ی کسب و کار بسیار پر هزینه است، و در نهایت بیزنس خود را به مبلغ ناچیزی می فروشند.

4. همیشه عوامل و متغیر های پیش بینی نشده ای وجود دارند

شما هر اندازه که تصمیمات خود را با نهایت دقت بگیرید و مسیر بیزنس خود را برنامه ریزی کنید، در نهایت همیشه عوامل دیده نشده و متغیر های پیش بینی نشده ای وجود دارند که بر موفقیت کسب و کار شما تاثیر می گذارند. مثلا رقیبی که از وجود او بی اطلاع بودید در مسیر شما ظاهر می شود. یا تکنولوژی جدیدی که دید مردم نسبت به محصولات شما را تغییر می دهد.

علاوه بر این، سود شما ممکن است طی یک شب به سقف برسد یا اینکه بدون هیچ گونه نشانه ای در یک شب محو شود. گفتن اینکه مسیر بازار چگونه خواهد بود بسیار سخت است، و اگر شما برای این احتمالات آماده نباشید، در صورت تغییر شرایط، ضربه سختی خواهید خورد.

5. سود آوری در بیزینس به تنهایی شما را ثروتمند نخواهد کرد

درس مهمی که ممکن است در اثر هیجان کارآفرین شدن فراموش کنید این است که شما برای ثروتمند شدن یا ثروتمند ماندن به مهارت های مالی شخصی نیاز دارید. کسب و کار شما ممکن است سودده باشد و درآمد زیادی را عاید شما کند، اما ممکن است با سرمایه گذاری های نابجا و تصمیمات نادرست همه ی ثروت خود را به باد دهید و در نهایت به خانه ی اول برگردید. صرف نظر از این که کسب و کار شما تا چه اندازه سود آور است، به دست آوردن ثروت و نگهداری آن به توجه، صرفه جویی، مسئولیت پذیری و سرمایه گذاری های هوشمندانه نیاز دارد.

6. بیشتر ثروت از منابع گوناگون به دست می آید

نکته مهم دیگر در ارتباط با مسائل مالی که باید در ذهن داشته باشید این است که حتی اگر تلاش های شما در کسب و کار، ثروت قابل ملاحظه ای را برای شما به ارمغان بیاورد، بیشتر سرمایه های شخصی از منابع مختلفی به دست می آید. بعد از به دست آوردن سرمایه ی چشمگیر از طریق کسب و کار، بیشتر کارآفرین های موفق، پول نقد خود را وارد بورس و خرید و فروش سهام یا بازار ملک یا حتی صرف راه اندازی کسب و کار جدید می کنند.

آنها با سرمایه گذاری های مختلف به نوعی شرط بندی می کنند، اما از طریق مسیر های درآمدی متنوعی که دارند می توانند خود را از شکست مالی مصون کنند، به این معنی که تنها با موفقیت در یک بیزنس ثروتمند نمی شوند. سعی کنید تا درآمد خود را با استفاده از منابع سود آور مختلف بهینه سازی کنید.


یک بیزنس من ثروتمند شوید

کارآفرینی همیشه مطابق خشنودی افراد پیش نمی رود، در واقع در بعضی از موارد به ورشکستگی کامل می انجامد. به احتمال زیاد اولین تجربه ی کارآفرینی شما با شکست همراه خواهد بود، حتی ممکن است شما را در وضعیت بدهی مالی قرار دهد. اما، اگر ایده ای استثنایی دارید و مصمم هستید که به تلاش خود، صرف نظر از تمام مشکلاتی که در سر راه شما وجود خواهد داشت، ادامه دهید، مطمئن باشید که در نهایت راه خود به سوی موفقیت و سود آوری بیشتر را پیدا خواهید کرد.

ایده ی ناب ممکن است شما را میلیاردر نکند، اما حداقل می تواند زندگی راحتی برای شما در پی داشته باشد، علاوه بر آن، از این حقیقت که خلاق و رهبر هستید احساس خرسندی خواهید کرد.

 

 ----------------------------------------------------------------------------------------

 

 گردآوری شده ی مجله اینترنتی دلگرم

مرجان امینی

نویسنده : عنکبوت بازدید : 45 تاريخ : يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 13:22

خوشحالی یک انتخاب است و افرادِ واقعا خوشحال هر روز آن را انتخاب می‌کنند! چیزی که شاید ندانید این است که این آدم‌ها درست مانند آدم‌های معمولی با سختی رو‌به‌رو می‌شوند، اما با سلاحِ خنده و مثبت اندیشی برای آن زندگی‌‌ای که لایقش هستند، دائما مبارزه می‌کنند؛‌ بنابراین اگر تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که «چرا آنها همیشه اینقدر خوشحال‌اند؟» با ما همراه شوید تا با هم برخی از رازهای این افرادِ واقعا خوشحال را مرور کنیم.

نیازی به گفتن نیست که همه‌ی زندگی لحظات خوش آن نیست و اغلب بارها و بارها به زانو در می‌آیید، اما در همین لحظات است که آدم‌های خوشحال برای شاد بودن تلاش می‌کنند. اگر به نظرتان می‌رسد این افراد همه‌ی چیزهایی را که می‌خواهند، دارند، احتمالا درست متوجه شده‌اید، اما دلیلش این است که آنها راز خوشحالیِ واقعی را کشف کرده‌اند، چیزی که در درونِ خود آنهاست. در این نوشته این رازها را با شما در میان می‌گذاریم:

 

. همیشه خوشحال نیستند

بیایید روراست باشیم، هیچ‌کس همیشه خوشحال نیست، دلیل خوبی هم برای آن وجود دارد. این درّه‌ها هستند که زیبایی قله‌ها را به ما نشان می‌دهند. افراد واقعا خوشحال این را می‌دانند و به خودشان اجازه می‌دهند که به‌طور طبیعی احساس اندوه یا سرحال نبودن را تجربه کنند. تلاش برای خوشحالیِ تحمیلی، خب، تحمیلی است. پس آنها اندوه، اشک و موانع پیش‌ِ رو را می‌پذیرند و به خودشان اجازه‌ی تجربه‌ کردن این لحظات را می‌دهند. هر چه باشد آنها آدم‌اند.

 

۲. نه گفتن را آموخته‌اند

عجیب به نظر می‌رسد، اما نه گفتن برای بعضی از آدم‌ها کار راحتی نیست، به خصوص اگر از آن دسته از افرادی باشید که عاشق خوشحال کردن دیگران‌‌اند؛ با این حال، اگر در نتیجه‌ی چنین کاری همیشه حالِ بدی را تجربه می‌کنید، باید بدانید افرادِ واقعا خوشحال، انرژیِ خود را وقفِ این کار نمی‌کنند. این کار، بی‌بروبرگرد به استرس و اضطراب ختم می‌شود و به نوعی هدفِ خوشحال بودن را به تمام معنا نابود می‌کند. در عوض، آدم‌های خوشحال از حقِ خود برای نه گفتن استفاده می‌کنند. آنها این کار را به شیوه‌ای جسورانه انجام می‌دهند، شیوه‌ای که نه به روابط‌شان آسیب می‌زند و نه خوشحالی خودشان را از بین می‌برد.

۳. زندگیِ بی‌دردسری نداشته‌اند

اپرا وینفری آدمی خوشحال علی رغم زندگی سخت گذشته
اپرا وینفری از قدرتمندترین زنان دنیا زندگی بسیار سختی را پشت سر گذاشته است.

هیچ‌ یک از آدم‌های واقعا خوشحال به شما نخواهند گفت که زندگی‌شان راحت بوده است! شاید بارها زمین خورده باشند، اما هر بار برخاسته‌اند و نپذیرفته‌اند که زمین‌گیر بمانند! قدرت و انرژی فراوانی که برای برخاستنِ مجدد و جنگیدن به کار برده‌اند چیزی است که معنای خوشحالی واقعی را به آنها نشان داده است. اگر بتوانید از درون سختی‌ها با لبخندی بر لب عبور کنید، برنده‌اید و چه کسی است که از این موضوع خوشحال نشود!

 

۴. از عرش به فرش آمدن را تجربه کرده‌اند

آنها بسیار بیشتر از آنچه بتوانند به شماره بیاورند از عرش به فرش افتاده‌ و دوباره برخاسته‌اند. برای اغلبِ موجوداتِ فانی، سقوط از عرش به فرش احتمالا یعنی پایانِ راه، اما برای افرادِ واقعا خوشحال، این وضع تنها یک موقعیت برای شروعِ دوباره و یک پی‌ریزی‌ مستحکم‌تر و بهتر است. این افراد در مسیرِ صعود درس‌های زیادی آموخته‌اند و در مسیرِ هبوط درس‌هایی بسیار بیشتر. هیچ تجربه‌ای بیهوده نیست و آنها با علمِ به این موضوع پیش می‌روند!

 

۵. نقص‌شان را دوست دارند

برای آدم‌های خوشحال نقص داشتن، همان بی‌نقصی است! آنها با خودشان کنار آمده‌اند و نقص‌ها و عیب و ایرادهایشان را پذیرفته‌اند. افرادِ واقعا خوشحال می‌دانند همه‌ی این نقص‌ها تنها بخشی از چیزی است که آنها را به انسانی استثنایی تبدیل می‌کند و آنها عاشق این موضوع‌اند! آدم‌های خوشحال درک کرده‌اند چیزی به نام بی‌نقصی، وجود خارجی ندارد و نه تنها به دنبال آن نیستند، بلکه فهمیده‌اند که نقص‌ها هم به همان اندازه عالی‌اند!

۶. در زندگی‌‌شان جایی برای استرس باز نمی‌کنند

آدم‌های واقعا خوشحال چه از راه مدیتیشن، چه با دور شدن از شرایط استرس زا یا به روشی خلاقانه مسیر را برای خودشان هموار می‌کنند تا از هر موقعیت استرس‌آورِ غیرضروری اجتناب کنند و به سرعت هر چه تمام‌تر از آنها فاصله بگیرند. این کار به هیچ وجه طفره رفتن نیست، بلکه راهبردی برای تمرکز بر چیزهایی است که واقعا اهمیت دارند و جلوی استرس‌های کوچک آزاردهنده‌ را می‌گیرد تا به مسئله‌ای بسیار حادتر تبدیل نشوند.

۷. ورزش می‌کنند

برای خوشحال شدن چه راهی بهتر از انجام کاری است که مواد شیمیایی خوشحال‌کننده‌ی طبیعی را از درون در بدن آزاد می‌کند؟ آدم‌های واقعا خوشحال از دنیای زندگی سالم و ورزش بهره می‌برند، نه فقط برای داشتن ظاهری خوب، بلکه چون به آنها احساسی حتی بهتر از حس کنونی می‌دهد! چه در فضای آزاد بدوند یا در باشگاه ورزش کنند، آدم‌‌های خوشحال از فواید ورزش و ترشحِ اندروفین در بدن باخبرند.

 

۸. می‌دانند که کافی هستند

نیک وی ایچ ایچ مثالی از انسانی که برای خوشحالی نیازی به چیزی ندار

نیک وُییچ‌ایچ که یک سخنران انگیزشی است برای خوشحالی نیازی به دست و پا ندارد.

آنها به آخرین‌ نسخه‌های هرچیز و بهترین‌ها احتیاج ندارند و ارزش خودشان را به چیزهای خارجی گره نمی‌زنند. آدم‌های خوشحال آموخته‌اند که هیچ چیزِ به خصوصی نمی‌تواند احساس خوشحالی یا رضایت را در آنها پدید بیاورد. آنها در روابط‌شان از رویکرد «مرا همان‌طور که هستم بپذیر» پیروی می‌کنند. ممکن است در گذشته بر سر ارزشمندیشان نبردی را پشت سر گذاشته باشند، دنبال چیزهایی رفته باشند که گمان می‌کردند از آنها آدمی بهتر می‌سازد، اما حالا می‌دانند درست به همان صورتی که هستند عالی‌اند.

۹. قضاوت نمی‌کنند

آنها نیاز یا تمایلی به قضاوت دیگران ندارند، زیرا دوست ندارند خودشان هم مورد قضاوت قرار بگیرند. ترجیحِ آدم‌های خوشحال این است که بگذارند دیگران همان‌طور که دوست دارند زندگیشان را زندگی کنند. نگرانی در این‌باره که دیگران چه می‌کنند یا نمی‌کنند غیرضروری و زمان‌بر است و فقط به فردِ قضاوت‌کننده احساسِ کاذبِ برتری می‌دهد. آدمِ خوشحال نیازی به این کار ندارد و ترجیح می‌دهد از زمانش به جای تخریبِ دیگران، برای تعالی آنها استفاده کند.

۱۰. می‌توانند توجه‌شان را تنظیم کنند

فارغ از نوع مشکلی که با آن رو‌به‌رو هستند، همیشه راه دیگری برای بررسی مسائل وجود دارد. آنها با تنظیم توجه می‌توانند به مشکلات سخت با نگاهی تازه بنگرند. تنظیم توجه، چشم‌انداز تازه‌ای به دست می‌دهد و با چشم‌اندازی جدید راه‌حلی تازه پدیدار خواهد شد.

۱۱. شور و نشاطِ روزهای کودکی را از دست نداده‌اند

آدم‌های خوشحال از درون کودک‌اند! آنها از سختی‌های زندگی متأثر نشده‌اند، می‌خندند و عشق می‌ورزند. سرزندگیِ آنها مسری است. همین رویکرد آنها به زندگی، کنجکاوی و خلاقیت را در آنها زنده نگه می‌دارد و این حقیقت را باید بپذیریم که بودن در کنار آنها به همین دلیل تا این اندازه خوشایند است.

۱۲. با ترس رودررو می‌شوند

ترس در زندگی آدم‌های واقعا شاد جایی ندارد. آنها در جست‌وجوی خوشحالی‌ پیروزند و خودشان را به سلاحِ‌ شجاعت مجهز کرده‌اند و با زرهِ خوشحالی به جلو حرکت می‌کنند. مواجهه با ترس‌ها البته ترسناک است، اما خب این هم بخشی از سازِ زندگی است که باید با آن رقصید. با رودررو شدن با ترس‌ها این آدم‌ها کنترل زندگی‌شان را به دست می‌گیرند و هیچ چیز اجازه پیدا نمی‌کند بین آنها و خوشحالی فاصله بیندازد.

۱۳. ریسک می‌کنند

آدم‌های شاد مانند ایلان ماسک ریسک می‌کنند

ایلان ماسک، کارآفرینی موفق است که به ریسک‌پذیری شهرت دارد.

ریسک‌پذیرها آدم‌های خوشحال‌تری هستند! آنها می‌دانند فراتر رفتن از کنجِ آسایش و پا گذاشتن به حیطه‌های تازه نه فقط دلهره‌آور بلکه یک راه مسلّم برای تجربه‌ی چیزهای نو و شگفتی‌آوری است که زندگی برای عرضه در اختیار دارد. آنچه آنها را وادار به حرکت می‌کند، رشد و بیشتر دانستن درباره‌ی این موضوع است که چه کسی هستند و می‌توانند به چه دست پیدا کنند. آنها می‌دانند ممکن است اشتباه کنند یا شکست بخورند، اما برای آنها شکست فقط یک درسِ دوست‌داشتنیِ دیگر از زندگی است.

۱۴. هیچ کینه‌ای به دل ندارند

آدم‌های خوشحال به عصبانیت‌ها یا آزارهای گذشته نمی‌آویزند، در عوض ترجیح می‌دهند به رنج‌ها اجازه بدهند از وجودشان خارج شوند. هیچ راهی برای نابود کردن خوشحالی بهتر از به دوش کشیدن بار غم‌های قدیمی که وبال گردن‌تان شده، وجود ندارد. آدم‌های واقعا خوشحال از این موضوع باخبرند و بنابراین تجربه‌ی آزار و رنجی را که متحمل شده‌اند می‌پذیرند، می‌بخشند، خود را مجددا آماده می‌کنند و خوشحال‌تر و سبک‌بارتر به پیش می‌روند.

 

۱۵. دیگران را تشویق می‌کنند

دیدن خوشحالی دیگران و اینکه آنها حداکثر استفاده را از استعدادهای درونی خود ببرند، چنین افرادی را واقعا خوشحال می‌کند. دیدن تلاشِ سختِ دیگران آنها را به واقع خوشحال می‌کند و بنابراین همه‌ی آنچه در توان دارند در راستای حمایت و تشویق افراد مهم و مورد علاقه‌ی زندگی‌شان انجام می‌دهند. همچنین آنها با موفقیت دیگران تشویق می‌شوند، نه اینکه حسادت کنند؛ یعنی یک برد دو‌طرفه!

۱۶. عاشق خندیدن‌ هستند

آدم‌های خوشحال جنبه‌های شاد و مفرّح زندگی را می‌بینند و هدف‌شان این است که همیشه به سمتِ روشنِ زندگی نگاه کنند. وقتی می‌خندند واقعا سرشار از لذت‌اند و می‌توانند بی‌روح‌ترین آدم‌ها را هم به خنده وادارند. آنها می‌دانند در کنار گذر زمان، هیچ التیام‌دهنده‌ای بهتر از خنده وجود ندارد. خندیدن نه تنها آنها را خوشحال می‌کند، بلکه به کنترل موقعیت‌های پر از استرس بسیار کمک می‌کند.

 

۱۷. در وهله‌ی اول با خودشان صادق‌اند

آنها می‌توانند هر دروغی که بخواهند به دیگران بگویند، اما همه‌ی آدم‌های خوشحال به شدت مراقب آن ندای درون‌شان هستند که به آنها یادآوری می‌کند، کاملا با خودشان صادق نیستند. شجاعتِ اعترافِ مسائل به خودمان اولین گام صادق و راحت بودن با خود است، پیش از آنکه بتوانید با دیگران صادق باشید. این کار ترسناک است، اما باید انجام شود. آدم‌های واقعا خوشحال می‌دانند اگر قرار است خودِ واقعی‌شان باشند باید با خود صادق باشند، زیرا هیچ چیز مانند عدم صداقت نمی‌تواند قطب‌نمای شادی فرد را از کار بیندازد!

۱۸. از دیگران درخواست کمک می‌کنند

آنها می‌دانند که درخواستِ کمک انسان را به موجودی ضعیف تبدیل نمی‌کند؛ بنابراین وقتی از کسی کمک می‌خواهند دچار احساسِ ضعف یا احساسات منفی دیگر نمی‌شوند. در عوض کمک خواستن را فرصتی برای گرفتن دیدگاه دیگری درباره‌ی ایده یا موقعیت‌شان یا تقسیم باری سنگین با دیگران می‌بینند. آنها متوجه‌اند که ممکن است همیشه پاسخ یا توانایی لازم را در اختیار نداشته باشند که همه‌ی کارها را به تنهایی انجام بدهند. پس از دستی که برای کمک به سوی‌شان دراز شود یا توصیه‌ای دوستانه، مانند یک هدیه استقبال می‌کنند. آنها می‌دانند کمک خواستن چیزی از آنها کم نمی‌کند، بلکه تنها می‌تواند به زندگی و تجریبات آنها چیزی بیفزاید.

۱۹. از تفاوت‌ها استقبال می‌کنند

همه‌ی آدم‌ها در یک چیز با هم شباهت دارند: در تفاوت داشتن با هم! آدم‌های واقعا خوشحال از این تفاوت‌ها آگاه‌اند؛ چه این تفاوت‌ها درباره‌ی نژاد، مذهب، جنسیت، یا دیدگاه‌ها باشد چه هر تفاوت دیگری که ما را از هم جدا می‌کند. آنها سعی نمی‌کنند تفاوت‌ها را انکار کنند، بلکه آنها را می‌پذیرند و گرامی‌ می‌دارند. برای آدم‌های واقعا خوشحال، اگر همه مثل هم‌ بودند دنیا به جایی کاملا کسالت‌آور تبدیل می‌شد!

۲۰. عاشق زندگی‌ هستند

زندگی با همه‌ی بالا و پایین‌ها، زیر و بم‌ها و فراز و فرودهایی که در خود دارد، برای آدم‌هایی که خالصانه خوشحال‌‌اند یک ماجراجویی‌ است که بهتر است همه قدردان آن باشیم. جای زخم‌ها و کبودی‌ها باعث می‌شوند از لبخندها و زیبایی‌ها، بیشتر لذت ببریم. آدم‌های به راستی خوشحال چون این را می‌دانند با زندگی نمی‌جنگند، بلکه آن را به همین شکل می‌پذیرند. آنها برای اینکه زندگیِ لذت‌بخش، پربار و ارزشمندی بسازند هرکاری لازم باشد انجام می‌دهند؛ در عین حال می‌دانند برای اینکه بتوانند واقعا قدر این سفر را بدانند، گاهی هم باید بنشینند و از مسیر لذت ببرند!

 

 

 

نویسنده : عنکبوت بازدید : 55 تاريخ : شنبه 12 فروردين 1396 ساعت: 18:25
برچسب‌ها :

سال ۹۶، سال خروس نامگذاری شده است. این حیوان اهلی در ادوار مختلف نقش مختلفی در زندگی ایرانیان داشته چه زمانی که حکم آلارم صبحگاهی را داشته اند چه حالا که در لیگ خروس های جنگی شرکت می کند.

خروس‌ها موجودات عجیب و غریب و پیچیده‌ای هستند. موجوداتی که زندگی پر فراز و نشیبی دارند و بر خلاف سینه‌ای که همیشه نیم متر جلوتر از خودشان حرکت می‌کند؛ حتی وقت‌هایی که آموزش‌شان می‌دهند تا تا با هم‌نوع‌شان بجنگند و خون و خون ریزی کنند. شایعات زیادی هم همیشه در مورد آنها گفته می‌شود. اینکه خروس‌ها اصلا وارد مرغداری نمی‌شوند و قبل از آن غذای حیوانات خانگی دیگر می‌شوند تا شایعاتی در مورد تاج خروس که می‌گویند در تهیه سوسیس و کالباس از آن استفاده می‌شود. خروس‌ها انواع مختلفی دارند. شاید بیشتر از ۱۰۰ نژاد خروس باشد که ما دو سه گونه‌اش را در زندگی‌مان دیده باشیم. بعضی تزئینی‌اند. بعضی‌هایشان حکم نگهبان مرغداری را دارند و بیشترشان برای جوجه کشی و این جور کارها استفاده می‌شوند. خیلی از خروس‌هایی که دیده‌ایم نژاد اصلی نیستند و حاصل ذوق و قریحه‌ی صاحب‌شان هستند! مثلا یک مرغ نژاد مینیاتور را می‌اندازند کنار یک خروس لاری. حاصل می‌شود یک جوجه سیکس پک و ته ریش دار اما جنگجو و قلدر!

سال خروس

خروس تزئینی

دماغ عملی‌ها و آرایشگاه رفته‌های این عرصه! این نوع از ماکیان، فقط برای چشم و هم چشمی خوبند. همین. نه قوقولی قوقو می‌کنند، نه به گربه‌ها چشم‌غره می‌روند و نه چیز دیگر. اصلا آدم رویش نمی‌شود به این‌ها بگوید خروس! بعضی‌هایشان را اگر ببینید اصلا تشخیص نمی‌دهید که این خروس است یا مرغ عشق! با جثه‌های کوچک و رنگ‌هایی عجیب و غریب. اگر یکی‌شان را داخل قفس پرنده‌های دیگر بگذارید، قطعا تحت الحمایت یکی از آن لاری‌ها می‌شود. خروس ابریشمی، خروس اتریشی، مینیاتوری و چند نژاد دیگر در این دسته قرار می‌گیرند. قیمت‌شان هم از۵۰۰ هزار تومن شروع می‌شود.

سال خروس

خروس روستایی

این خروس اصیل ترین نوع خروس است. تعامل خوبی با دیگر حیوانات مزرعه دارد اما وای به روزی که گربه‌ای نگاه ناجوری به یکی از عهد و عیالش بیاندازد. به راحتی و با چند حرکت گریه‌ی گربه‌ی نگون بخت را درمی‌آورد. البته خروس‌های الان که در مرغداری‌ها نگهداری می‌شوند کمی تغییر رویه می‌دهند. آن‌ها فقط تا یک مدتی با دیگر خروس‌های حاضر در مرغداری، نگهبانی شبانه می‌دهند اما «به مرور» این خصوصیات‌شان را فراموش می‌کنند و شبیه مرغ‌ها می‌شوند. خروس محلی، خروس خراسانی، خروس واینداوت و ویلسومر معروف‌ترین آنها هستند. قیمت‌شان هم ۳۰هزار تومان به بالاست. خروس‌های سفید و کاکل قرمز هنوز هم در کوچه مرغی‌های خیابان مولوی خرید و فروش می‌شوند.

سال خروس

خروس جنگی

این خروس‌ها به جای لانه در قلعه زندگی می‌کنند. دلیلش هم این است که از همان اول می‌دانند که باید یک روزی مبارزه کنند و در آن مبارزه یا بکشند یا کشته شوند! می‌گویند، یکی از چیزهایی که آنها را تبدیل به جنگجوی خوبی می‌کند این است که وقتی هنوز جوجه هستند روزی چند قطره خون را به وعده غذایی‌شان اضافه کنند. همه‌ی اینها برای این است که خروس جنگو نهایتا در سه بازی شرکت کند و بعد هم (احتمالا) حین مسابقه می‌میرد. معروف‌ترین‌شان هم همان خروس لاری خودمان است که بعضا برای شرکت در خروس بازی‌های خارجی لژیونر می‌شوند.

سال خروس

خروس لاری، نسخه موبایلی!

تا الان، بازی‌های کامپیوتری و موبایلی با موضوع خروس و متعلقات آن(!)کم نداشته‌ایم. انواع و اقسام «قوقولی قوقو» و «نجات تخم مرغ» تا این اواخر که یک شرکت ایرانی، بازی «خروس جنگی» را برای اندروید و ios طراحی کرد.خروس جنگی یک بازی آنلاین است که داستان ساده و شیرینی دارد؛ خروس شما، به دستور شاه سرزمین خروس‌ها مامور شده تا در نقاط مختلف سرزمین نظم و امنیت را برقرار کند و خروس‌های شرور را سر جایشان بنشاند. البته این بازی، بخش رقابت هم دارد. شما می‌توانید در این بخش با خروس‌های دیگر رقابت کنید. در ابتدا، شما باید یک خروس از یکی از سه نژاد «وسترن» «لاری» و «ژاپنی» انتخاب کنید. هر کدام از این سه خروس ویژگی متفاوتی نسبت به بقیه دارند. شما در مرحله بعد باید خروس‌تان را تربیت کنید، برای او اسم بگذاریم و به سلاح‌های مختلف مجهزش کنید تا در مراحل بعدی بفرستیدش به جنگ رقبا! با هر پیروزی سکه می‌گیرید. با قهرمانی‌های مختلف الماس می‌گیرید. به این ترتیب می‌توانید خروس‌تان را آپدیت کنید. می‌توانید زره و سلاح جدید برایش بگیرید تا برایتان افتخارآفرینی کند. بازی خروس جنگی، گرافیک بالایی دارد، محیط بازی جذاب است و صداگذاری آن به بهترین شکل انجام شده. هیجان بازی هم به قدری بالاست که برای لحظاتی حس می‌کنید میان یک میدان نبرد واقعی هستید. این را هم اضافه کنیم که خروس جنگی بخاطر استقبال خوبی که در داخل ایران از آن صورت گرفت، به تازگی اولین بازی ایرانی لقب گرفت که نسخه بین الملل آن، تولید و به زبان انگلیسی منتشر شد.

سال خروس

گوشت خروس؛ بخوریم؟ نخوریم؟

جدا اگر روی تابلوی یک فست فود نوشته شده باشد «خروس بریان» ، اصلا رغبتی به خوردن آن پیدا می‌کنید؟ احتمالا جواب منفی است. اما باید بدانید که در کشتارگاه‌ها، مرغ و خروس‌ها با هم کشته می‌شوند و وارد بازار می‌شوند. البته مسئول یکی از کشتارگاه‌های اطراف تهران، این قضیه را کاملا رد می‌کند و می‌گوید که اصلا هیچ خروسی ازمرغداری وارد کشتارگاه نمی‌شود. این در حالی است که می‌گویند گوشت خروس خوشمزه‌تر و زود هضم‌تر از گوشت مرغ است. اما اینکه مرغدارها از فروش خروس‌ها خودداری می‌گنند، شاید بخاطر این باشد که از خروس‌ها برای جوجه کشی‌های بعدی استفاده می‌کنند. البته گوشت خروس خوب است، اما نه هر خروسی. خروس‌های لاری و جنگجو گوشت سفت و سیاهی دارند. آن ‌هم بخاطر استرسی است که موقع مبارزه به آنها وارد می‌شود.

سال خروس

نویسنده : عنکبوت بازدید : 54 تاريخ : شنبه 12 فروردين 1396 ساعت: 18:19
«چه معیارهایی برای انتخاب همسر وجود دارد؟»

«ازدواج موفق6»

«دکتر شاهین فرهنگ»


فرض کنید دختر چنین ویژگیهایی را برای همسرش لیست کرده باشد:

دارای سلامت روحی و روانی باشد (سوال: از کجا می فهمید که طرف مقابل دارای سلامت روحی و روانی است؟)

خانوادة با شخصیتی داشته باشد. (سوال: از کجا این را می فهمید؟)

واقعا خدا را دوست داشته باشد. (سوال: از کجا این را می فهمید؟)

رازدار باشد. (سوال: از کجا این را می فهمید؟)

و....

دوستان ما یا معیارهایمان را نمی شناسیم و یا اینکه آن معیارها خیلی قابل تشخیص نیستند. یا خیلی پا در هواست.



 
فرض کنید دختر چنین ویژگیهایی را برای همسرش لیست کرده باشد:
دارای سلامت روحی و روانی باشد (سوال: از کجا می فهمید که طرف مقابل دارای سلامت روحی و روانی است؟)
خانوادة با شخصیتی داشته باشد. (سوال: از کجا این را می فهمید؟)
واقعا خدا را دوست داشته باشد. (سوال: از کجا این را می فهمید؟)
رازدار باشد. (سوال: از کجا این را می فهمید؟)
و....
دوستان ما یا معیارهایمان را نمی شناسیم و یا اینکه آن معیارها خیلی قابل تشخیص نیستند. یا خیلی پا در هواست.
معیار آقایان در ازدواج در 49 کشور جهان: در این نظر سنجی جلوی هر معیار یک امتیاز هم بر حسب اهمیت آن معیار در نظر گرفته شده بود و لیستی با توجه به بالاترین امتیازها به صورت زیر تهیه شد:
باهوش بودن
هیجان انگیز بودن
باز بودن از نظر احساسی (توانایی بروز دادن احساسات)
در این کشورها به هوش 300 امتیاز و به زیبایی 25 امتیاز داده بودند. (یعنی 12 برابر)
معیار آقایان در ازدواج در ایران:
نجابت
زیبایی
کدبانو بودن
ما وقتی معیارها را درست در نظر نگیریم آمارهای طلاق را بیشتر می کنیم. آمارها نشان می دهد که 30 درصد طلاقها مربوط به زوجهایی می شود که کمتر از دو سال است ازدواج کرده اند. 48 درصد طلاقها در زوجهایی صورت می گیرد که کمتر از 4 سال از آن می گذرد. و 75 درصد طلاقها مربوط به زوجهایی است که کمتر از 10 سال از زندگی مشترک آنها می گذرد.
سال 87 آمار طلاق نسبت به سال قبل 11 درصد رشد داشت و آمار ازدواج 3 درصد.
و اما معیارهای صحیح انتخاب همسر:
ایمان و اخلاق، کفیت داشتن، رسیدن به بلوغ، اصالت خانوادگی، سلامت جسمی و روحی و روانی، به دل نشستن، سن مناسب
نویسنده : عنکبوت بازدید : 362 تاريخ : دوشنبه 3 آذر 1393 ساعت: 21:00
«دورة ازدواج موفق»
دکتر شاهین فرهنگ
قسمت پنجم: «قوانین یافتن همسر خوب»


قانون اول: خوبیها را زندگی کن.

قانون جذب به ما می گوید ما انسانها را به سوی هم جذب می کنیم. ما انتخاب می کنیم که چه کسی سر راه ما قرار بگیرد.

اگر شریک زندگی خوب می خواهی، خوبیها را زندگی کن، خودت خوب باش تا خوبها را جذب کنی. کسی می خواهد انتظار پروانه را بکشد باید بوی گل بدهد.

یادتان باشد در این عالم هیچ کس غذای تمیز را در ظرف کثیف نمی ریزد. اگر من دروغگو و بی رحم و دغلباز، اهل تهمت زدن و بردن آبروی دیگران هستم، کسی مثل خودم گیرم می آید. شایستگی ات را به این عالم اعلام کن.

آن دختری که مانتوی تنگ و کوتاه و چسبان می پوشد و آرایش می کند یک نفر مثل خودش را جذب می کند و ازدواج بی ریختی خواهند داشت. چرا ما می خواهیم همسرمان مهربان و راستگو و خوش اخلاق باشد ولی خود ما اینگونه نیستیم؟



قانون اول: خوبیها را زندگی کن.

قانون جذب به ما می گوید ما انسانها را به سوی هم جذب می کنیم. ما انتخاب می کنیم که چه کسی سر راه ما قرار بگیرد. اگر شریک زندگی خوب می خواهی، خوبیها را زندگی کن، خودت خوب باش تا خوبها را جذب کنی.
کسی می خواهد انتظار پروانه را بکشد باید بوی گل بدهد. یادتان باشد در این عالم هیچ کس غذای تمیز را در ظرف کثیف نمی ریزد. اگر من دروغگو و بی رحم و دغلباز، اهل تهمت زدن و بردن آبروی دیگران هستم، کسی مثل خودم گیرم می آید. شایستگی ات را به این عالم اعلام کن.

آن دختری که مانتوی تنگ و کوتاه و چسبان می پوشد و آرایش می کند یک نفر مثل خودش را جذب می کند و ازدواج بی ریختی خواهند داشت. چرا ما می خواهیم همسرمان مهربان و راستگو و خوش اخلاق باشد ولی خود ما اینگونه نیستیم؟ البته موارد استثناء هم داریم که ما کسانی را جذب می کنیم که هیچ شباهتی به ما ندارند، ولی ما به خاطر حساسیتی که داریم آنها را به طرف خودمان جذب می کنیم.
مثلا یکی از اینکه با آدمهای عینکی ازدواج کند حساس است و اتفاقا با یک آدم عینکی ازدواج می کند.

و گاهی هم ممکن است ما کسی را به سمت خودمان جذب کنیم که قرار وسیلة امتحان و رشد ما بشود. مثلا زن امام حسن (ع) هیچ تناسبی با ایشان ندارد، آسیه با فرعون هیچ تناسبی ندارد. اینها استثناء هستند.

ولی در 95 درصد موارد ما کسانی را جذب می کنیم که مثل خودمان هستند.
توقعات ما با آنچه که می خواهیم باید یکسان باشد. با آنچه که هستیم باید یکسان باشد. لیست ویژگیها یک لیست تهیه کنید و در آن ویژگیهایی را که نمی خواهید همسر آینده تان آنها را داشته باشد بنویسید. (دروغگو، بد دل، بی غیرت، حسود، ولخرج، خسیس، بد دهن، بد اخلاق، تنبل، چشم چران، و....) معمولا در این لیست ایرادهای بی شماری را می نویسم! یک لیست دیگر تهیه کنید از ویژگیهای بدی که خودتان دارید و نمی خواهید همسرتان آنها را داشته باشید.
مثال: من نمی خواهم همسر من مثل من پر حرف باشد. من نمی خواهم همسر من مثل من دروغگو باشد و.... (معمولا در این قسمت لیست ما خیلی کمتر از لیست قبلی است!) ما که دلمان نمی آید چهار تا ایراد و ویژگی منفی خودمان را به زبان بیاوریم چطوری صد تا ایراد روی طرف مقابلمان می گذاریم؟ اگر همسر خوب می خواهید، لیستی از ایرادها و رفتارهای منفی خودتان تهیه کنید و یکی یکی آنها را رفع کنید. بعد ببینید آدمهایی که سر راهتان قرار می گیرند عوض می شوند یا نه. چطور توقع دارید طرف مقابل شما تماما خوبی باشد ولی به خودتان که می رسید نه.

گام اول ازدواج موفق این است که شما خوبی ها را زندگی کنید. از امروز نوکر مامان و باباهایتان بشوید. چون فقط کافی است آنها دستشان را بلند کنند و شما را دعا کنند. هر کاری داشتند برایشان انجام بدهید. قانون دوم: کار را به خدا بسپار: ما برای ازدواج دو تا راه داریم: یکی اینکه بگویید من این (دختر یا پسر) را می خواهم. یکی دیگر اینکه به خدا بگویید من دختر یا پسری با این ویژگیها می خواهم. چرا ما به خدایمان اعتماد نمی کنیم؟ امام صادق (ع): فرمودند هر وقت تصمیم به ازدواج گرفتید دو رکعت نماز بخوانید و بعد خدا را به خاطر نعمتهایش شکر کنید و بعد این دعا را بخوانید «خدایا تصمیم به ازدواج گرفته ام، همسری برایم مقدر کن که از بقیه بهتر باشد، پاکدامن تر باشد، امین تر باشد به من، خودش، جان، ناموس و مالم، همسری که پر از روزی و با برکت باشد. و از او فرزندی هم به من بده که جانشین صالحی باشد برای حیات و پس از مرگم. و روایت داریم که می توانید ویژگیهای آن فرد را هم برای خدا بگویید.

قانون سوم: دقت، برسی و تحقیق کافی

دوست دارید همسر شما دارای چه ویژگیهایی باشد؟ لیستی تهیه کنید و در آن بنویسید که دوست دارید همسر آیندة شما چه ویژگیهایی داشته باشد. فرض بگیرید لیست یک خانم اینگونه باشد: مهربان، دست و دلباز، نجیب، دارای تحصیلات بالا، خوش اخلاق، مومن، خوش سیما و خوش اندام، ثروتمند، خانه و ماشین داشته باشد، خانواده دوست، با اعتماد به نفس، خوش لباس، راستگو و مورد اعتماد و .... حالا فرض کنید کل جمعیت مردان ایران 35.000.000 باشد و از این میزان 25.000.000 پسر باشد و از این میزان 12.000.000 شرایط سنیشان با شما مناسب است از این میزان پسر چند تا در شهر شما هستند؟ حدود 100.000 تا، حالا از این میزان پسر مجرد که سنشان به شما می خورد چند تا هستند که مهربان باشند؟ حدود 90.000 تا! چند تا هستند که دست و دلباز هم باشند؟ 70.000 تا! و تحصیلات بالا هم داشته باشند؟ حدود10.000 تا. و خوش اخلاق باشند؟ حدود 5000 تا! و خوش سیما؟ حدود 2000 تا و ثروتمند؟ حدود 200 تا. و هر چه جلوتر می رویم می بینیم که اصلا خدا چنین کس را با این ویژگیها خلق نکرده است. اگر ما قیفی را تصور کنیم که دارای یک ورودی بزرگ و یک خروجی باریک است یادتان باشد که هر چه ویژگیها را بیشتر بکنید خروجی قیف را تنگ تر می کنید تا جایی که دیگر این قیف خروجی ندارد. پس هرچقدر لیست شما بلند بالاتر باشد احتمال ازدواج کردن شما بعید به نظر می رسد. پس لطفا لیست تان کوچک و جمع و جور باشد و فقط ویژگیهای مهم را بنویسید.

سوال: اگر ما یک لیستی را تهیه کردیم آیا واقعا یک نفر با تمام این ویژگیها می آید؟ جواب: نه. ممکن است کسی بیاید که مثلا از ده تا ویژگی که شما لیست کردید 9 تا و یا 7 تا را داشته باشد، پس خیلی سخت نگیرید.

سوال: آیا اشکالی دارد که انسان خودش دنبال همسر بگردد؟
جواب: اشکال ندارد ولی باز هم کار را به خدا بسپارید که یک مورد خوب برایتان جور کند.
نویسنده : عنکبوت بازدید : 424 تاريخ : دوشنبه 3 آذر 1393 ساعت: 11:36
برای هر انسانی صدها سرنوشت نوشته شده که شما با تصمیم خودتان یکی را انتخاب می کنید. دانستن خدا بر اینکه من کدام راه را انتخاب خواهم کرد هیچ به این معنی نیست که شما آن راه را با اجبار انتخاب می کنید. بلکه خدا می داند که شما با اختیار خود کدام راه را انتخاب خواهید کرد. اگر جبر در کار بود دیگر بهشت و جهنم معنی پیدا نمی کند.

ازدواج هم به همین گونه است. اگر راه «الف» را انتخاب کنی، آخر آن به فلان فرد ازدواج می کنی و اگر راه «ب» را انتخاب کنی با فلان فرد ازدواج خواهی کرد و اگر فلان راه را انتخاب کنی ته آن پوچ است یعنی با کسی ازدواج نمی کنی. و شما با مسیری که انتخاب می کنید یا فردی برای ازدواج پیدا می کنید و یا نه. قسمت به مفهومی که رایج است بین مردم که هر کسی از قبل مشخص شده با کی باید ازدواج کند در دین اسلام معنی ندارد. البته بله خدا می داند که شما با چه کسی ازدواج خواهید کرد ولی این سلب اختیار از انسان نمی کند.

استخاره:
بعضی معتقد اند در امر ازدواج نیازی به استخاره نیست و بعضی معتقداند در مورد ازدواج استخاره ضروری است.


تعریف استخاره:


در روایات ما آمده است که استخاره یعنی طلب خیر کردن از خدا وقتی که سر دو راهی گیر می کنیم و دو دل هستیم و آن هم به شکل دعا.


امام صادق (ع) فرمودند: هر وقت به بن بست رسیدی و با مشورت هم به نتیجه نرسیدی و دو دل و متحیر هستی، صد بار به خدا بگو «استخیر الله» که خدایا از تو طلب خیر می کنم. (البته هیچ الزامی در عربی گفتن نیست) بعد از آن بروید با مردم مشورت کنید، آنگاه خداوند پاسخ شما را در کلام مردم می گوید.

امام محمد باقر (ع) فرمودند: اگر خدا پاسخ را در زبان شما نگذارد آن را در دل شما می اندازد.

استخاره مشورت با خدا نیست.

سورة شوری آیة 38 : «کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، نماز می خوانند، در امورشان با یکدیگر مشورت می کنند و از آنچه به آنها انفاق کردیم روزی می کنند»

چرا خدا نگفت با من مشورت کنند؟ چون اصلا حق مشورت با خدا را نداری. استخاره طلب خیر کردن از خداست.

امام صادق (ع): از خدا طلب خیر کن و پس از آن با آدمها مشورت کن.

سوال: اگر طلب خیر کردیم و مشورت هم کردیم و باز به نتیجه نرسیدیم چکار کنیم؟ نه جواب مردم به دلم می نشیند و نه چیزی به دل خودم می نشیند. از امام صادق (ع) این سوال را پرسیدند و ایشان فرمودند اگر اینگونه شد با قرآن استخاره کنید.

استخاره با قرآن: سه تا دیدگاه وجود دارد. اول: دیدگاه افراطیون: کسانی که برای هر کار کوچکی استخاره می کنند. حتی برای پاسخ به سوال، استخاره می کنند اگر خوب نیاید فکر می کنند آن جواب بد است. ما چنین چیزی در روایاتمان نداریم. و مورد قبول ما نیست. دوم: کسانی که تفریط می کنند: کسانی که استخاره را غیر عقلی می دانند و می گویند مگر تو عقل و فهم و شعور نداری که استخاره می کنی؟ ما این را هم قبول نداریم چون عقل ما خیلی چیزها را نمی فهمد. سوم: دیدگاه معتدل: ما هم برای عقل و هم برای مشورت احترام قائل هستیم، ولی وقتی همة درها بسته بود و با عقل و مشورت به نتیجه ای نرسیدیم می رویم سراغ استخاره. کسانی که استخاره با قرآن برای ازدواج را جایز نمی دانند و می گویند «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست»


ما اگر بخواهیم با یک نفر ازدواج کنیم و برویم دربارة او تحقیق کنیم و همه هم بگویند خوب است، آیا این کافی است؟ آیا در تحقیقات کسی می تواند به من بگوید که این دختر خانم خیلی خوب است ولی نازا است. کسی می تواند به من بگوید که این پسر عقیم است؟ ما تا ازدواج نکنیم این چیزها را نمی فهمیم. کسی می تواند به من بگوید این خاستگاری که برای من آمده مرگ قطعی آن در 26 سالگی است؟ یعنی بچة شما که به دنیا می آید پدرش چند وقت بعد تصادف می کند و می میرد؟ (خب این چیزها در استخاره معلوم می شود)


سوال: آیادختری که نازا است و پسری که عقیم است حق ازدواج ندارند؟
جواب: چرا حق ازدواج دارند. ولی خداوند من و شما را بهتر از خود ما می شناسد. خدا می داند که من آدم کم صبر و بی جنبه ای هستم و اگر به بعضی از خواسته هایم نرسم یک جور دیگر می شوم. خدا می داند که این دختری که من انتخاب کرده ام نازا و بسیار حساس است. و خدا می داند ما وقتی ازدواج کنیم بچه دار نخواهیم شد و مشکل از دختر است و من پسر هم شروع می کنم به عذاب دادن آن زن. و خدا می داند که من ظرفیت کمی دارم. و برای او هوو می آورم. و خدا می داند که وقتی این پسر قرار است در 26 سالگی بمیرد و این دختر هم بسیار حساس است، بخاطر فوت همسرش دچار بیماری روانی می شود. که هیچ روانشاسی نمی تواند آن را درمان کند. و بچة او را باید کس دیگری بزرگ کند. خدا همة اینها را می داند، خب پس چه اشکالی دارد که استخاره کنیم.

سند استخاره:


کتاب «شرح لمعه» اثر شهید ثانی کتابی که طلبه ها در حوزة علمیه می خوانند، اول باب نکاح، گفته مستحب است که برای ازدواج دعا و استخاره کنیم. چون گفته دعا و استخاره معلوم می شود استخاره در اینجا به معنی قبلی (یعنی طلب خیر و دعا نیست) بلکه استخاره با قرآن است. به خاطر مسائل پنهانی که در ازدواج هست و ما نمی دانیم. این آدم امروز خوب است، هیچ تضمینی وجود ندارد که این پنج سال دیگه هم آدم خوبی باشد، خدا می داند که آن 5 سال دیگر معتاد می شود.

عروس امام خمینی از همسر امام سوال می کنند که آیا ایشان برای ازدواج بچه هایشان استخاره می کنند و ایشان گفتند بله ایشان برای ازدواج تک تک دخترهایشان استخاره می کردند. البته نه اینکه اگر استخاره خوب بیاید بگویند «بله» و اگر بد آمد بگویند «نه». اگر استخاره بد می آمد که هیچ، ولی اگر خوب می آمد نمی گفتند بروید ازدواج کنید، تازه شروع می کردند به برسی، تحقیق، مشاوره، سوال و جواب. اینکه می بینی بعضیها استخاره می کنند خوب می آید و بعد ازدواج می کنند به طلاق می کشد به خاطر همین عدم تحقیق است. استخاره فقط برای طلب خیر است و اینکه خدا چیزهایی را که تو نمی دانی به تو بگوید ولی اگر استخاره خوب آمد حق نداری بلافاصله ازدواج کنی. بلکه باید تحقیق و برسی کنی. سورة بقره آیة 216: «چه بسا چیزیهایی که شما از آن کراهت دارید ولی سود شما در آن است»

خوبی که خدا می گوید با خوب من و شما فرق می کند. وقتی خدا می گوید این مورد خوب است یعنی تو در کنار او رشد می کند، نه اینکه در کنار او الزاما خوشبخت می شوی (ممکن است خیلی هم سختی بکشی و رنج ببینی)

استخاره اول از همه: حق ندارید بعد از تحقیق و صحبت استخاره کنید و بعد بگویید استخاره بد آمد، چون شما با احساسات دختر بازی می کنید. یا استخاره نکنید (میل خودتان است چون واجب نیست) و یا اگر خواستید بکنید قبل از انجام هر کاری بکنید. مثلا زنگ می زنند که برای خاستگاری که می خواهیم بیاییم، بگویید خبرتان می کنیم، و استخاره کنید، و اگر خوب آمد اجازه بدهید بیایند برای خواستگاری، یا قبل از اینکه بروید خاستگاری استخاره کنید (برای خانوادة پسر) نه اینکه چند بار بروید و بیایید و بین دختر و پسر صمیمیت ایجاد بشود و بعد بگویید استخاره بد آمده و به هر دو ضربه بزنید. شما اینجوری آدمها را با خدا دشمن می کنید. پس اگر تحقیق کرده اید و همه چیز خوب بوده دیگر حق ندارید بعد از آن استخاره کنید.

امام صادق (ع) فرمودند کسی باید استخاره کند که مفاهیم قرآن را کامل بشناسد و بتواند موضوع شما را تشخیص بدهد و قدرت انطباق قرآن با موضوع شما را داشته باشد
نویسنده : عنکبوت بازدید : 412 تاريخ : يکشنبه 2 آذر 1393 ساعت: 13:57


«قسمت و استخاره در ازدواج»

«ازدواج موفق 4»

«دکتر شاهین فرهنگ»



قسمت:

بخت بستن خرافات است.

اما قسمت به چه معنی است؟

در جنگ صفین پیرمردی آمد خدمت علی (ع) و گفت: علی جان اینکه من با شما به این جنگ آمده ام و در کنار شما با دشمن جنگیده ام آیا این سرنوشت من است؟ حضرت فرمودند: آری سرنوشت تو است. پیرمرد شروع به گریه کرد. حضرت فرمود: در سرنوشت تو راه های بسیاری وجود داشت که تو در میان آنها این راه را انتخاب کردی.

 

نویسنده : عنکبوت بازدید : 378 تاريخ : شنبه 1 آذر 1393 ساعت: 18:19